فرهنگ و آئين شهروندي

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 17 شهریور, 1388 / بدون نظر

انسانها در زمان‌های نسبتاً‌ دور كه هنوز شهرها به صورت امروزی شكل نگرفته بودند بسیار آزادانه‌تر زندگی می‌كردند و هیچ حد و حصری را برای خود قائل نبودند. شاید ضرب‌المثلی مانند «چهاردیواری،‌ اختیاری» از همان زمان‌ها شكل گرفته باشد و امروز كه در قرن بیست و یكم دیگر تاریخ مصرف چنین ضرب‌المثل‌هایی گذشته است، هنوز بعضی از اشخاص برای توجیه رفتار غیراجتماعی خود از این نوع ضرب‌المثل‌ها استفاده می‌كنند. در عصر ما دیگر «چهار دیواری، اختیاری نیست» و افراد حتی در درون خانه خود هم باید با عدم ایجاد سروصدای غیرمتعارف به حقوق همسایه‌ها احترام بگذارند.
اگر كمی به عقب برگردیم، زمانی كه شهرها در حال شكل گرفتن بودند، هر روز كه می‌گذشت بر تراكم جمعیتی شهرها افزوده می‌شد و از طرف دیگر مناسبات اجتماعی میان مردم نیز پیچیده‌تر از قبل می‌شد از این رو آنها احساس كردند كه ناچارند محدودیت‌هایی هر چند كوچك را برای زندگی آرام‌تر قبول كنند در غیر این صورت ممكن است آسایش خودشان نیز در خطر باشد و از این جا رفتار شهرنشینی به تدریج شكل گرفت تا امروز كه این رفتار حتی در قانون جزایی نیز راه یافته و به صورت قانون مدون در آمده است و اگر در گذشته شهروندان به اختیار آن را اجرا می‌كردند، امروز به اجبار مجبور به رعایت این قوانین هستند در غیر این صورت حتی پشت میله‌های زندان نیز می‌تواند سزای تخلف از آئین شهرنشینی باشند.
چیزی كه برای گذشتگان بیشتر در حد یك مزاح می‌توانست مطرح باشد نه بیشتر. در جوامع بدوی، فقدان نظم اجتماعی لطمه زیادی به زندگی آنها وارد نمی‌كرد ولی در جوامع نوین رعایت نظم‌پذیری و احترام به آئین شهروندی به اندازه‌ای مهم است كه تصور این كه حتی برای یك روز شهروندان بخواهند مانند جوامع بدوی و ابتدایی بدون احترام به حقوق دیگر شهروندان زندگی كنند ممكن نیست و چه بسا ممكن است شهر به آشوب كشیده شود. تشكیل نهادهای مدنی مانند دولت‌ها به جای شیوخ و قبایل، شهرداری‌ها به جای كدخداها و شوراها به جای ریش‌سفیدان و معتمدان محلی كه از ابتدا تا به حال سیر تكاملی داشته‌اند در راستای تأمین حقوق شهروندی و زندگی آرامتری بوده است كه شهروندان بتوانند بدون درگیری با یكدیگر در فضای محدود شهرها زندگی آرامی داشته باشند.

آسیب شناسی فرهنگ شهرنشینی
شما هم به یقین در حین عبور از كوچه و خیابان شاهد كارهایی كه مخل نظم اجتماعی و فرهنگ شهرنشینی است بوده‌اید. آیا تاكنون با دیدن رفتارهایی نامتعارف همچون پرت كردن زباله یا ته سیگار از داخل خودرو به بیرون یا عبور راننده متخلف از چراغ قرمز و ده‌ها رفتار غیراجتماعی كه هر روزه از سوی برخی شهروندان سر می‌زند این سؤال در ذهنتان به وجود آمده است كه چرا مردمی با هزاران سال تمدن و فرهنگ غنی، قانونگریزی و نظم‌ستیزی را پیشه خود كرده‌اند؟!
به عنوان مثال ممكن است شما بارها عبور اتومبیلی را از مسیر خط‌كشی شده ویژه عابران پیاده در حالی كه عابران در حال عبور از عرض خیابان هستند مشاهده كرده باشید و یا موتورسیكلتی را دیده باشید كه بدون توجه به عابری كه در پیاده‌رو در حال عبور است با سرعتی سرسام‌آور از چند سانتی‌متری وی عبور می‌كند و یا این كه در محلی كه تابلوی عابر پیاده نصب است، عبور عابران پیاده از عرض خیابان منظره ناخوشایندی را تصویر كرده باشد كه همه اینها نظم‌گریزی شهروندان و رعایت نكردن حقوق دیگران را نشان می‌دهد. این موارد فقط بخش كوچكی از رفتارهای نابهنجار و غیراجتماعی است كه هر روز ما در زندگی خود با آنها مواجهیم، حتی ممكن است چنین رفتارهایی بر شهروندانی كه درصدد رعایت قوانین و هنجارهای شهروندی هستند اثر گذاشته و رفتار آنها را نیز تحت تأثیر قرار دهد و به قول معروف كمال كه نه، بلكه رفتار همنشین در آنها اثر كند.

مشكل ساختاری جامعه ما
یكی از دلایل نظم گریزی و قانون ستیزی برخی‌ها كه ما در جامعه خود با آن مواجهیم ناشی از حافظه تاریخی مردم ما است. از آنجا كه در طول تاریخ گاه در كشور ما پادشاهان ظالمی در رأس قدرت بوده‌اند و با ظلم و زورگویی اعمال ضدقانونی خود را در قالب و تحت لوای قانون پیش برده‌اند و با این سابقه ذهنی در توجیه تخلفات و هنجار‌شكنی‌ها می‌گویند كه اگر من تخلف می‌كنم به این دلیل است كه مسئول مافوق من هم تخلف می‌كند.

لذا جامعه ایرانی در طول ۱۰۰سال گذشته با وضعیت آشفته‌ای در زمینه آداب و رسوم شهرنشینی مواجه بوده است كه با توجه به این‌كه زندگی در عصر حاضر كه عمدتاً از نوع شهری می‌باشد نیاز به قوانین، ارتباطات و تعاملات خاص خود دارد، هرگونه وقفه، كوتاهی و نادیده‌گرفتن قوانین و آداب شهرنشینی و رعایت نكردن حقوق دیگران، از تنش‌ها، خشونت‌ها و ناملایمات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بسیاری را دامن می‌زند، در بسیاری از كشورهای رو به توسعه از جمله ایران گسترش شهرنشینی با سرعتی بی‌سابقه و حتی سریع‌تر از كشورهای صنعتی اتفاق افتاده است و از آنجا كه بسیاری از شهروندان آمادگی لازم برای ورود به این نوع زندگی را پیدا نكرده‌اند با بی‌توجهی به قوانین شهرنشینی و رعایت نكردن حقوق شهروندی موجبات آزار دیگر شهروندان و حتی خود را فراهم می‌آورند، در نتیجه گسترش این بی‌سازمانی اجتماعی كه پیوند دهنده روابط فردی با روابط اجتماعی است، موجب ایجاد هرج و مرج اجتماعی و در نتیجه از هم پاشیدن اعتماد اجتماعی می‌شود و هر فردی به فكر منافع فردی به جای منافع ملی خواهد بود.
در چنین جامعه‌ای اگر كسی به فكر منافع جمعی یا قانون‌پذیری باشد به نوعی خود را مغبون می‌داند و رعایت كردن آئین شهروندی را به زیان خود می‌داند. اگر سری به راهروهای دادگاه‌ها و دادگستری‌ها بزنیم می‌توانیم نمونه‌های فراوانی را مشاهده كنیم كه عامل تمامی آنها فقط رعایت نكردن نظم‌پذیری و احترام به حقوق دیگران بوده است كه اگر شهروندان خود را مقید به رعایت حقوق دیگران و آئین شهروندی می‌دانستند چنین دعاوی هرگز وجود خارجی پیدا نمی‌كرد.

راه‌های ساماندهی فرهنگ شهرنشینی
یكی از راه‌های ساماندهی فرهنگ شهرنشینی در ایران استفاده از تجارب كشورهای دیگر است. در این باره نباید خود را سرزنش كنیم كه چرا ما با فرهنگ غنی و با سابقه‌ای كه داریم باید از جوامعی درس بگیریم كه حتی یك‌دهم فرهنگ و تاریخ ما را ندارند. استفاده از تجربه دیگران به هیچ وجه نكوهیده نیست. اگر تجربه را نوعی علم بنامیم، در اسلام نیز فراگیری علم بسیار توصیه شده است.حدیث معروف نبوی در مورد علم وجود دارد كه «علم را بیاموزید حتی اگر در چین باشد» و با توجه به این‌كه فرهنگ ما می‌گوید «آزموده را آزمودن خطاست» ما نباید در شرایطی كه جهان شتابان پله‌های ترقی را طی می‌كند به دنبال آزمودن راه‌هایی باشیم كه درستی آنها بر ما معلوم نیست و از تجارب كشورهایی كه این مراحل را پشت سر گذاشته‌اند و به نتایج مطلوبی نیز دست یافته‌اند استفاده نكنیم. عقل نیز چنین چیزی را توصیه نمی‌كند.

اساسی‌ترین و آشكارترین قوانین شهروندی در جامعه‌ای چون ایران، احترام به حقوق دیگران، وقت‌شناسی، عدم ایجاد مزاحمت در انواع مختلف آن، حفظ محیط ‌زیست، ایجاد فضا و محله سالم، پیشگیری از هرگونه آلودگی از نوع محیطی و صوتی، مشاركت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی است كه باید با ایجاد زمینه‌های فرهنگی جدید و دقت لازم در اجرای قوانین، بنیاد قوانین شهروندی را هرچه بیشتر تقویت و آن را برای دهه‌های آینده نهادینه كنیم.
چرا یك شهروند به‌راحتی پوست میوه را از خودرو خود بیرون می‌اندازد؟ چرا یك عابر پیاده هنگام عبور از محل خط‌كشی مخصوص عابران پیاده احساس امنیت نمی‌كند و باید مراقب اتومبیل‌ها و موتورسیكلت‌هایی كه با سرعت از مقابل وی عبور می‌كنند باشد؟ چرا شهروندان نسبت به محیط زندگی خود احساس مسئولیت نمی‌كنند؟ چرا در خیابان‌هایی كه در فواصل بسیار نزدیك سلطل‌های زباله وجود دارد، شاهد انواع زباله‌ها در سطح خیابان‌ها هستیم؟ چرا هنوز فرهنگ تفكیك زباله از مبدأ در جامعه ما جا نیفتاده است؟ چرا باید خزانه بیت‌المال صرف مخارجی شود كه می‌تواند وجود نداشته باشد و استفاده بهتری از این هزینه‌های غیرضروری شود و هزاران چرای دیگر كه اگر بخواهیم در سطح شهر به دنبال آنها بگردیم می‌توانیم مثال‌های زیاد دیگری را نیز خود پیدا كنیم.

بهترین راه‌حل مشكل رفتارهای ضد اجتماعی شهرنشینی، ایجاد فرهنگ خودكنترلی در افراد است. مادامی كه رفتارهای غیراجتماعی افراد به صورت ضد ارزش در اذهان و فرهنگ عمومی شكل نگیرد، هیچ نوع كنترلی از خارج نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد. وقتی شهروندان حس كنند در صورت انجام رفتارهایی از قبیل انداختن ته سیگار در پیاده‌رو مورد سرزنش اطرافیان قرار می‌گیرند، از انجام چنین رفتاری پرهیز كرده و به سمت انضباط اجتماعی حركت می‌كنند. همان‌طور كه اكنون سیگار نكشیدن در مكان‌های عمومی مانند اتوبوس‌های درون شهری به یك فرهنگ عمومی تبدیل شده است و دیگر كسی به خود اجازه نمی‌دهد كه در چنین مكان‌هایی سیگار بكشد در دیگر موارد نیز می‌توانیم با ایجاد چنین فرهنگی نظم‌پذیری اجتماعی را با ایجاد حس خودكنترلی در افراد نهادینه كنیم. در چنین شرایطی می‌توانیم به دوام و پایداری فرهنگ شهرنشینی و رعایت قانون توسط همه افراد جامعه امیدوار باشیم.


دسته بندی شده در : دسته متفرقه
برچسب ها در : ,
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب