15 لحظه فراموش نشدني در تاريخ وب

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 15 شهریور, 1388 / بدون نظر

بسته به اينکه شما چطور حساب کرده باشيد، وبي که در مقابل ماست 15 تا 17 سال از سنش گذشته است. هر چند که هنوز اين نوجوان مورد بحث ما زمان زيادي را تا بزرگ شدن در پيش‏رو دارد اما در عين حال، آنقدر بزرگ شده است که بتوانيم در مورد لحظاتي از عمرش صحبت کنيم؛ لحظاتي کليدي.
اين لحظات، روز، ساعت يا دقايقي هستند که همگان را شگفت‏زده کرده‏اند. لحظاتي که کارگردانان موفق آنها، هنگام ديدن نتيجه کاراشان (ايده‏اي نو، آغاز به کار يک سايت، فروش اولين محصول و يا ذخيره اولين اطلاعات) فرياد شادي سرداده‏اند.
بجاي ترتيب تاريخي ما اين 15 داستان را بصورت صعودي بر اساس اهميت آورده‏ايم:

15. Drudge Report
در 17 ژانويه 1998، Matt Drudge افتضاح اخلاقي موسوم به Monica Lewinsky را منتشر کرد.
يک روز پس از آنکه Newsweek افتضاح اخلاقي جديدي در مورد کاخ سفيد Clinton منتشر کرد، Matt درسايتش داستان را فاش کرد. اين موضوع از آن جهت اهميت دارد که اولين خبر داغي است که قبل از نشريات چاپي و رسانه‏هاي تصويري، بر روي وب منتشر شده است؛ و البته آخرين بار هم نبود.
اتفاقاتي نظير اين باعث شد رسانه‏ها خصوصاً رسانه‏هاي ضعيفتر به اين موضوع پي‏ببرند که با استفاده از روشهاي سنتي نمي‏توانند با سرعت انتشار اين ابزار جديد يعني وب رقابت کنند. برخي از آنها تصميم گرفتند که عنوان‏هاي خبري خود را قبل از چاپ بر روي اينترنت قرار دهند. حتي بعضي از آنها نسخه چاپي خود را کنار گذاشتند تا انحصاراً فقط بر روي اينترنت رسانه‏اي با نام آنها وجود داشته باشد. در هر حال رسانه‏ها به دو دسته تقسيم شدند: اول، رسانه‏هايي که تلاش کردند خود را با تغييرات جديد وفق دهند و دوم ،رسانه‏هايي که بخاطر عدم مديريت صحيح از صحنه کنار گذاشته شدند. دوره خبرهاي اينترنتي آغاز شده بود.

14. Yahoo
در فوريه 1994، Jerry و David سايت ياهو را راه اندازي کردند.
در اوايل 1994، دانشجويان دکتراي دانشگاه استنفورد، Jerry Yang و David Filo ، ليستي از سايتهاي مورد علاقه‏شان را بر روي وب قرار دادند. اينکه در کدام روز فوريه بوده است در تاريخچه ياهو درج نشده است! اما مي‏دانيم عنوان اين ليست منتشر شده “Jerry and David’s Guide to the World Wide Web” بوده است. در آپريل 1994 در سايت آنها عنوان ديگري قرار داده شد “Yet Another Hierarchical Officious Oracle” يا همان Yahoo که خيلي زود بر سر زبانها افتاد.
سايت Yahoo را مي‏توان آغازگر دسته‏بندي سايتها در وب دانست. هنگامي که پوشش کامل اينترنت ناممکن بود Yahoo بعنوان يک پرتال اينترنتي امکان جستجوي اينترنتي، عناوين خبري، پيام‏رسانها، پست الکترونيک، تصاوير، آگهي‏هاي استخدام و موارد بسياري ديگر را در خود جاي داد. در حالي که ديگر پورتالهاي مشهور آن زمان مانند Lycos و Excite يا در حال نزول بودند و يا توسط ماهي‏هاي بزرگتر در حال شکار شدن بودند، اين سايت همچنان به صعود خود ادامه مي‏داد. هر چند که Yahoo در رقابت با Google چندان خوش‏شانس نبود اما تاريخ وب شاهد موفقيتهاي بسياري است که در آنها نام Yahoo مي‏درخشد.

13. Blogging Katrina
در ساعت 12 عصر 28 آگوست 2005، وبلاگ “The Survival of New Orleans ” شروع بکار کرد.
در حالي که طوفانهاي ساحلي در نيواوريلنز اين شهر را ويران مي‏کرد Michael Barnes در وبلاگش اينگونه نوشت: “ما در طبقه‏ هاي دهم و يازدهم يک آسمان خراش در خيابان پودراس، در سمت راست خيابان چارلز هستيم. در اينجا ژانراتور، کنسرو غذا و آب داريم. ما کلاً 5 نفريم. من مطمئن نيستم که ارتباط ما با اينترنت متصل باقي بماند. من يک دروبين و يک اسلحه همراه خود دارم… اينجا دائماً طوفان است و سرعتش بين 175 تا 215 کيلومتر بر ساعت است. طوفان باد را از سمت خليج به سمت درياچه مي‏کشاند. شهر ممکن است هيچگاه به حالت قبل برنگردد. خودم مي‏دانم، شايد اين حرفها خيلي عارفانه باشند.”
بنابراين شاهدي با يک نام کاربري فاجعه‏اي طبيعي‏اي که در آنجا مي‏گذشت را روايت مي‏کرد. براي 5 روز Barnes و ديگر همکارانش تلاش کردند تا از اين طوفان فرار کنند و در طول اين مدت گزارشات و تصاويري از پناه‏گاهشان و آنچه مي‏گذشت در وب منتشر مي‏کردند. ده‏ها هزار شهروند اينترنتي هر روز به اين وبلاگ مي‏آمدند و گزارشاتي که در CNN و New York Times هم يافت نمي‏شد را مي‏خواندند.
اين موضوع ثابت کرد که برخلاف تصور برخي، وبلاگها تنها نوشته‏هاي درهم و نظرات پراکنده افراد مختلف نيستند؛ بلکه مي‏توانند آنقدر مهم و تأثيرگذار باشند که مطالبشان در تاريخ ماندگار شود.

12. eBay
در سوم سپتامبر 1995،eBay اولين حراجش را انجام داد.
مدت زيادي از زماني که تنها راه فروش اثاثيه بدردنخور منزل، قرار دادنشان در حياط براي فروش بود نگذشته است. چيزي که eBay آنرا دگرگون کرد. در حال حاضر دهها هزار شرکت کوچک و متوسط تجاري eBay را اصلي‏ترين ويترين محصولات خود مي‏دانند. بر اساس آنچه که eBay مي‏گويد اولين چيزي که در eBay بفروش رسيد يک اشاره‏گر ليرزي شکسته بود که به قيمت 14.83 دلار حراج شد. اما اينک، چندين ميليارد دلار ارزش نقل و انتقالاتي است که در اين سايت انجام مي‏شود.
eBay اولين سايتي است که ايده کار اينترنتي را بنيانگذاري کرد. اين نظر Chris Dellarocas، استاد تجارت دانشگاه مريلند است که بر روي ظهور کارهاي اينترنتي تحقيق مي‏کند. چيزي که ما را به جهاني مجاري سوق مي‏دهد که از طريق آن مي‏توانيم يک کار پيدا کنيم و يا در مدرسه‏اي ثبت‏نام کنيم و شايد هم بتوانيم همکلاسي قديمي خود را بيابيم.
“واقعيتي که eBay از طريق آن توانست بازاري را ايجاد کند که 60 ميليون نفر در آن فعاليت کنند، تلاشهاي اساسي و پايه‏ريزي شده‏اي بوده است.” Dellarocas ادامه مي‏دهد: “آنها آن را به اندازه کافي قابل اعتماد ايجاد کرده‏اند که من بتوانم پولم را براي مردي در آلمان که تا کنون او را ملاقات نکرده‏ام ارسال کنم و مطمئن باشم که او محصولش را برايم ارسال خواهد کرد. اين باعث مي‏شود که ما با هر کس و در هر مکان بتوانيم معامله کنيم.”

11. Wikipedia
15 ژانويه 2001، Wikipedia اولين پستش را ارسال کرد.
همه مي‏توانند کارشناس باشند. اين موضوع کاملاً در Wikipedia ثابت شده است. دايرة‏المعارفي آنلاين، که هر کس بي‏توجه به تخصصش مي‏تواند مطلبي به آن اضافه و يا مطالبي از آن را ويرايش کند. Wikipedia در حال حاضر 2 ميليون مقاله به انگليسي (7 ميليون در مجموع) از Aaargh! (يک بازي کامپيوتري) گرفته تا ZZZap! (يک برنامه تلويزيوني براي کودکان) در خود جاي داده است.
Wikipedia مجموعه‏اي بي‏پايان از بحثها، ويرايشها، بازنگري‏ها و آرشيوهاست. نتيجه آن، گسترش مطالبي مختلف و بدون سانسور است که کاربران هنگام جستجوي يک موضوع از طريق موتورهاي جستجوگر در اولين نتيجه جستجو به آنها وارد مي‏شوند.
مؤسس اين سايت Jimmy Wales ، موضوع اولين پست اين سايت را بخاطر ندارد. ولي مي‏گويد اولين جمله‏اي که در نرم‏افزار Wikipedia تايپ کردم عبارت “Hello World!” بود.
“من فکر مي‏کنم Wikipedia نتيجه طرز تفکر مردم در مورد موضوعات مختلف است؛ همانطور که مثلاً در مورد پياده کردن امنيت در يک جامعه مي‏انديشند.” Wales ادامه مي‏دهد: “ما به شدت مراقب دروازه‏هاي اطلاعاتي بوديم. اما Wikipedia حرکتي براي باز کردن اين دروازه‏هاست تا به شما اطمينان دهد که مي‏توانيد براحتي اطلاعاتي اضافه کنيد و اطلاعاتي سانسور نشده را بخوانيد.”

10. Friendster
مارچ 2003، Friendster ارتباطات را برقرار کرد.
هر دو از بهترين سايتهاي شبکه اجتماعي هستند. اما نام هيچکدام از اين دو اينجا نبود اگر Friendster وجود نمي‏داشت. در مارچ 2003، درهاي ديجيتال آن بسوي عموم باز شد. اين سايت آغازگر شبکه‏هاي اجتماعي تحت وب بود.
سازنده اين سايت، Jonathan Abrams ايده ساخت اين سايت را زماني مي‏داند که برخي سايتهاي کم‏ارزش دوستيابي را ديده بود. او مي‏گويد: “من مي‏خواستم کاربران يک تجربه متفاوتي در اينترنت داشته باشند بنحوي که بين اين دنياي آنلاين و واقعي ارتباط واقعي وجود داشته باشد. در واقع زندگي واقعي آنها را بهمراهشان به اينترنت بياورد.”
در جولاي 2003 Friendster، 1 ميليون کاربر داشت. اما Friendster بسيار آهسته‏تر از رقبابش پيش مي‏رفت و برخي تصميمات غلط هم اين وضعيت را بدتر کرد. با اين حال Friendster در حال حاضر هم يکي از اصلي‏ترين سايتهاي ارتباطات اجتماعي تحت وب است. همچنين Abrams را ايجاد کرد؛ سايتي که مردم کمک مي‏کند تا برنامه‏هاي روزمره خود را در دنياي واقعي برنامه‏ريزي کنند.

9. Craigslist
در 24 اکتبر 2005، Craig Newmark ليست خود را منتشر کرد.
همانند بسياري از اتفاقات مهم تحت وب، Craigslist با يک پروژه غيرتجاري شروع شد. در مارچ 1995، Craig Newmark که يک مهندس کامپيوتر در شرکت Charles Schwab سانفرانسيسکو بود محل کارش را ترک مي‏کند. او ليست ايميلي ايجاد مي‏کند که اعضاي آن مي‏توانستند مطالب مورد علاقه‏شان را در خصوص جزيره‏شان با ديگر اعضا به اشتراک بگذارند.
” آن روزها، از اين که مي‏ديدم مردم در شبکه چقدر به يکديگر کمک مي‏کنند تحت تاثير قرار گرفته بودم.” او مي‏گويد “از طريق همين ايميلها در حالي که ليست اعضا در حال افزايش بود مردم نيز شروع به ارسال مطالبي در خصوص اجاره آپارتمان، کار و ساير موضوعات کردند.” در اکتبر همان سال او ليست را بر روي اينترنت براي استفاده همگان منتشر کرد.
در سپتامبر 1997 اين ليست به سايت Craigslist.org تغيير نام پيدا کرد. در اوايل 1998، اين سايت مبلغ کمي بابت هزينه‏هاي تبليغ کار دريافت مي‏کرد اما در عين حال بسياري از تبليغات ديگر کاملاً رايگان بر روي سايت قرار مي گرفتند. و بالاخره در سال 1999، اين سايت شروع به پرداخت حقوق به پرسنلش کرد.
در حال حاضر 450 نسخه محلي Craigslist در 50 کشور دنيا وجود دارد و بيش از 25 ميليون نفر هر ماه از آنها بازديد مي کنند. اين سايت نسخه اينترنتي نيازمندي‏هايي است که تا پيش از آن تنها در روزنامه‏ها منتشر مي‏شد.

8. Oddpost
در 16 فوريه 2003، سرويس وب‏ميل Oddpost شروع بکار کرد.
تا سال 2003 هر کس که ايميل در Yahoo يا Hotmail داشت در کنار آن هم يک نرم‏افزار مديريت ايميل هم روي کامپيوترش نصب بود. و دليل آن هم اين بود که کار کردن با خود وب‏ميل بسيار طاقت‏فرسا و زمانبر بود. ايجاد هر تغييري در اينباکس و يا حذف اسپم محتاج طي مراحل مختلف و کليکهاي متعدد بود.
Oddpost نرم‏افزاري تحت وب ايجاد کرد که کار کردن با آن مثل اين بود که آن نرم‏افزار بر روي هارد کامپيوترتان نصب شده. مدتي بعد Yahoo اين شرکت را خريداري و از تکنولوژي آن براي سرويس وب‏ميل‏هايش استفاده کرد.
Oddpost بسياري از چيزهايي که تا قبل از آن تنها از طريق نصب برنامه بر روي هارد انجام مي‏شد را شبيه‏سازي کرد (از طريق زبانهاي تحت وب، نظير AJAX و Ruby on Rails). براي اولين بار از نرم‏افزارهاي واژه‏پرداز، صفحه‏گسترده و ويرايشگر تصاوير که همه آنها تحت وب بودند پرده برداشت و اينگونه برنامه هاي تحت وب رايج شدند.

7. URL
در 23 جون 1983، DNS متولد شد.
از Paul Mockapetris، Craig Partridge و در آخر از Jon Postel متشکريم که باعث شدند مجبور نباشيد براي ورود به سايت rozanehonline عدد 208.64.230.35 را تايپ کنيد (اين عدد IP سايت PC World است). آنها از طريق DNS (Domain Name System)، واسطي ايجاد کردند که کاربران بجاي آدرس‏دهي عددي (12 عدد در مبناي 2) مي‏توانند نام سايت را براي ورود به آن تايپ کنند. پس از وارد کردن اين نام، مرورگر با مراجعه به سرورهاي DNS (که وظيفه آنها نگهداري نام ماشين و آدرس IP آنها است) معادل عددي آنرا پيدا کرده و به اين ترتيب از طريق مسيريابها ارتباط بين کامپيوتر کاربر و سايت مربوطه برقرار مي‏شود.
در يکي از روزهاي جون 24 سال قبل، زماني که اولين آدرس DNSي تست شد Mockapetris اين موضوع را از طريق ايميل اعلام کرد. او مي‏گويد: “هيچکس فکر نمي‏کرد اين موضوع اينقدر مهم باشد و بهمين خاطر ما حتي يک دوربين هم همراه خودمان نياورده بوديم که از آن روز که بعدها بسياري از آن ياد کردند عکس بگيريم.”
پس از آن، 8 سال قبل از ايجاد WWW (World Wide Web ماشينهاي ديگري به شبکه اضافه شدند. اما امروز تعداد آنها بيش 130 ميليون است. بدون استفاده از DNS، براي آدرس دهي، اين وبي که در حال حاضر پيش روي ماست وجود نمي‏داشت.

6. مرورگر گرافيکي
در ساعت 1 عصر 15 مارچ 1993، مرورگر گرافيکي متولد شد.
Marc Andreessen و Eric Bina هر دو از دانشجويان معمولي دانشگاه Illinois بودند. زماني که آنها اعلام کردند نسخه آزمايشي گرافيکي Mosaic تحت ويندوز براي دانلود آماده است نمي‏دانستند اين کار آنها چه تاثيري در مسير حرکت اينترنت دارد.
طراحي قابل قبول بود؛ بجاي اينکه تصاوير در پنجره‏اي جدا باز شوند در ميان نوشته جا مي‏گرفتند. نسخه Mosaic مورد استقبال گرفت و نسخه‏هاي تحت سيستمهاي عامل ديگر نيز طراحي شد.
تقريباً يکسال پس از اين ماجرا Andreessen با Silicon Graphics قرارداد همکاري بست (که بعدها به Netscape تغيير نام پيدا کرد). مايکروسافت مجوز استفاه از کد NCSA Mosaic براي اولين ويرايش Internet Explorer را خريداري کرد. تکامل مرورگرها آغاز شد و اينترنت که پيش از آن تنها شامل متنهاي ساده بود به‏سوي چندرسانه‏اي شدن پيش رفت.

5. Amazon
16 جولاي 1995، Amazon تجاري شد.
سايتي که عنوان آن “بزرگترين انبار کتاب” است داستانهاي بسياري در خصوص مراحل تکاملش در خود جاي داده است. مثلاً داستان زماني که Jeff Bezos (بنيانگذار سايت Amazon) در ماشيني که همسرش، Mackenzie در حال رانندگي در مسير منهتن و سياتل بود، طرح تجاري خود را بر روي کاغذ مي‏نوشت. يا زماني که Bezos مي‏خواست نام سايتش را Abra Cadabra بگذارد اما دوستانش مي‏گفتند که Cadabra شبيه Cadaver (جسدي که براي تشريح از آن استفاده مي‏شود) است و او را از اين نامگذاري منصرف کردند. يا تبديل گاراژي در واشنگتن که اولين مرکز Amazon شد و در آن زنگي وجود داشت که قرار بود هر زماني که محصولي فروخته مي‏شود آن زنگ به صدا درآيد.
بر اساس برنامه زماني رسمي اين سايت اولين زنگي که به صدا در آمد مربوط به فروش کتابي با عنوان ” Fluid Concepts & Creative Analogies: Computer Models of the Fundamental Mechanisms of Thought” بود. خوشبختانه فروش اين سايت محصولات ديگر (بجز کتاب) نظير موزيکهاي قابل دانلود و همچنين فيلمها را نيز در بر مي‏گيرد.
اين سايت انقلابي در دنياي تجارت تحت وب و خارج از آن ايجاد کرد و از سايتهايي بود که با شروع يک پروژه عجيب به موفقيت رسيدند.

4. LO!
در ساعت 10:30 عصر 29 اکتبر 1969، اولين کلمه براي روي شبکه جابجا شد.
قبل از تولد وب، اينترنت بصورت بسيار ساده‏اي وجود داشت، و قبل از اينترنت نيز آرپانت بوجود آمده بود. اهداف ايجاد آرپانت به قبل از 1960 باز مي‏گردد، پروژه‏اي که بسيار عقب‏تر از برنامه زماني پيش‏بيني شده تا قبل از 1969 آماده بهره‏برداري نشد.
بالاخره در عصر 29 اکتبر، پروفسور Len Kleinrock، ارتباط يک مين‏فريم در يوکلا را به يکي از مراکز تحقيقاتي استنفورد از طريق يک خط اختصاصي تلفن برقرار کرد. براي تست برقراري ارتباط، Kleinrock با دانشجويانش در يوکلا قرار گذاشته بود که در ابتدا کلمه “LOG” را ارسال شود و پس از ديافت اين کلمه ماشين مقابل در جواب کلمه “IN” را ارسال کند. اين محقق حروف L و O را ارسال مي‏کند اما قبل از اينکه بتواند حرف G را هم بفرستد سيستم دچار مشکل شده و قفل مي‏کند.
تلاش بعدي با موفقيت انجام شد اما اين کلمه “LO” بود که بعنوان اولين کلمه جابجا شده بر روي شبکه در تاريخ ثبت گرديد. همانند جمله “What hath God wrought?” که Samuel Morse براي تست تلگرف از آن استفاده کرد و يا جمله “Watson, come here, I need you.” که Alexander Graham Bell براي اولين بار در تلفن گفت.
” Morseو Bell از ما باهوش‏تر بودند.” اين جمله را Kleinrock در مصاحبه‏اي در سال 2004 گفت. او ادامه مي‏دهد: “آنها مي‏دانستند که کاري تاريخي انجام مي‏دهند. ما فقط مهندس بوديم و تلاش مي‏کرديم که کارمان را درست انجام دهيم.”

3. Google
در 7 سپتامبر 1998، Google شروع بکار کرد.
در سال 1995، هنگامي‏که Sergey Brin و Larry Page در دانشگاه استنفورد يکديگر را ملاقات کردند علاقه زيادي به يکديگر نداشتند. در ژانويه 1996، اين دو وارد يک پروژه دانشجويي مشترک شدند. هدف اين پروژه بهبود عملکرد موتورهاي جستجوگر اينترنتي از طريق لحاظ کردن تعداد استفاده از لينک بازگشت يا همان Back در اولويت‏بندي نتايج جستجوهاي بعدي بود.
در اوايل 1998 آنها يک ديتابيس اينترنتي در خوابگاه Larry، با هدف جمع‏آوري اطلاعات در خصوص لينکهاي بازگشت به راه انداختند. يکي از اولين کساني که پيشنهاداتي در خصوص اين پروژه به آنها داد David Filo، يک از مؤسسان Yahoo بود (اين سايت، يکي از موتورهاي جستجوگر آن زمان بود.) که شايد هنوز هم افسوس اين حماقتش را بخورد!
در سپتامبر 1998، شرکت گوگل ثبت شد و در دره سيليکون پا به دنياي تجارت گذاشت تا مرحله دوم فعاليت خود را آغاز کند. بر خلاف آنچه که بسياري از صاحبان شرکتهاي دات‏کامي آن زمان (که بسياري از آنها از بين رفته‏اند) تصور مي‏کردند گوگل معتقد بود که پرسنل مي‏توانند از راه دور با شرکت همکاري کنند و شرکت هم سودآور باشد. با قرار دادن حق راي به کاربران براي امتياز دهي سايتها، گوگل در واقع به نرم افزاري تحت عنوان “وب 2” در کنار وب واقعي تبديل شد.
در سال 2004 سهام اين اين شرکت در بورس ارائه شد. و بالاخره در سال 2006 انتشارت دانشگاه آکسفورد رسماً کلمه گوگل را به ليست لغات لغت‏نامه خود اضافه کرد و بعنوان يک فعل معناي آن را جستجو در اينترنت قرار داد.
2. Netscape
در ساعت 9:30 صبح 19 آگوست 1995، Netscape وارد بورس شد.
بدون شک Netscape مرورگر خوبي بود. در تابستان 1995 در يک روز پربحث، هر سهم Netscape از 28 تا 75 دلار بفروش رسيد .
Netscape نسبت به ساير شرکتهاي اينترنتي که سهام خود را در بورس عرضه کرده بودند، نظير Yahoo (آپريل 1996)، Amazon (مي 1997)، eBay (سپتامبر 1998) و برخي ديگر وضعيت بهتري داشت.
در آن زمان کسي نمي‏دانست اين شرکتها چگونه اينگونه سرمايه‏دار مي‏شوند. و البته بسياري از سايتها هم نتوانستند که نمونه آن نابودي بسياري از سايتهاي دات‏کامي در سال 2000 بود. اما پس از آن مروگر Netscape متوجه رقيبي سرسخت يعني همان Internet Explorer مايکروسافت شد و جنگ مرورگرها آغاز شد. در نوامبر 1998، AOL Time Warner، Netscape را خريداري مي‏کند. نام اين مرورگر يادآور داستان Open-Source و پرتال AOL است.

1. ظهور WWW
در 25 دسامبر 1995، وب وارد دنياي آنلاين شد.
مهمترين لحظه‏اي که بمحض بوجود آمدن وب در تاريخ آن ثبت شد. در صبح کريسمس 1990، Tim Berners Lee و Robert Cailliau در مرکز تحقيقاتي CERN در ژنو، ارتباط اينترنت را با اولين وب‏سرور برقرار کردند و بدين اينگونه هديه کريسمسي باارزش به تمام کاربران آن دادند. بر اساس آنچه که در سايت Living Internet آمده است Berners Lee در ابتدا براي اينکه بتواند سريع‏تر صفحات مشخصات صدها پروژه، نرم‏افزار و سخت‏افزار مورد استفاده در بخش انرژي فيزيکي CERN ژنو مشاهده کند برنامه‏اي نوشته بود که از طريق سيستم Hyperlink اين ارتباطات را ساده مي‏کرد. در سال 1990 Lee مرورگر ساده‏اي طراحي مي‏کند که بر اساس سيستم Hyperlink کار مي‏کرد. او و Cailliau در ادامه اولين صفحه وب را با عنوان “ليست تلفنهاي مؤسسه CERN” ايجاد مي‏کنند.
در آگوست همان سال، Lee اختراعش را به جهان يا حداقل بخشي از آن نشان مي‏دهد . در اواخر سال 1992 تعداد وب‏سرورها 50 عدد بود که اين تعداد در دو سال بعدش به 2500 عدد رسيد و اين روند رشد ادامه يافت.
اولين تلاشها تنها براي برقرار ارتباط بود اما امروزه با وجود بيش از 130 ميليون سايت ديگر وب ابزار اصلي زندگي روزمره ماست. که بر اساس Netcraft اين تعداد هر ماه 5 درصد افزايش پيدا مي‏يابد وب ديگر هيچ جنبه‏اي از زندگي ما را دست نخورده باقي نگذاشته است. اين همان واقعيتي است که باعث مي‏شود شما اين مقاله را از روي صفحه مانيتور بخوانيد نه از روي کاغذ

13خط برای زندگي

1 : دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه هنگام با تو بودن پيدا ميكنم

2 : هيچ كس لياقت اشكهاي تورا ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نميشود

3 : اگر كسي تو را آنطور كه ميخواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجود دوست ندارد .

4 : دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ، ولي قلب تورا لمس كند

5 : بدترين شكل دلتنگي براي آن كسي است كه در كنار او باشي و بداني هرگز به او نخواهي رسيد

6 : هرگز لبخند را ترك نكن ، حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود

7 : تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي . ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي

8 : هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران

9 : شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب وقتي او را يافتي بهتر ميتواني شكر گزار باشي

10 : به چيزي كه گذشت غم مخور . به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن

11 : هميشه افرادي هستند كه تو را مي ازارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تورا آزرده دوبار اعتماد نكني

12 : خودرا به فردي بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خودرا ميشناسي ، قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تورا بشناسد

13 : زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق ميوفتد كه انتظارش را نداري

اسم شركت هاي مهم كامپيوتري چگونه انتخاب شده
Apple
ميوه مورد علاقه استيو جابز مؤسس و بنيانگذار شركت اپل، سيب بود و بنابراين اسم شركتش را نيز اپل (به معني سيب ) گذاشت.

Adobe
اسم رودخانه اي كه از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناك، عبور مي‌كند.

Google
گوگل در رياضي نام عدد بزرگي است كه تشكيل شده است از عدد يك با صد تا صفر جلوي آن. مؤسسين سايت و موتور جستجوي گوگل به شوخي ادعا مي‌كنند كه اين موتور جستجو مي‌تواند اين تعداد اطلاعات (يعني يك گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد

Cisco
مخفف شده كلمه سان فرانسيسكو است كه يكي از بزرگترين شهرهاي امريكا است.

HP
اين شركت معظم توسط دو نفر بنام هاي بيل هيولت و ديو پاكارد تأسيس شد. اين دو نفر براي اينكه شركت هيولد پاكارد يا پاكارد هيولت ناميده شود مجبور به استفاده از روش قديمي شير يا خط شدند و نتيجه هيولد پاكارد از آب در آمد

Hotmail
اين سايت يكي از سرويس دهندگان پست الكترونيكي به وسيله صفحات وب است. هنگامي كه مدير پروژه برنامه مي خواست نامي براي اين سايت انتخاب كند علاقه‌مند بود تا نام انتخاب شده اولاً مانند ساير سرويس دهندگان پست الكترونيك به کلمه mail ختم شده و دوماً برروي وبي بودن آن نيز تأكيد شود Html بنابراين اين نام را انتخاب كرد.

Microsoft
MICROcomputer SOFTwaree
نام شركت ابتدا به صورت بالا نوشته مي‌شد ولي به مرور زمان به صورت فعلي در آمد.که مخفف است. دليل نامگذاري شركت به اين اسم نيز آن است كه بيل گيتس مؤسس شركت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهاي ميكروكامپيوتر ها تأسيس كرد

Intel
INTergrated Electronicss
از آنجايي كه اين شركت از بدو تأسيس با تأكيد روي ساخت مدارات مجتمع ايجاد شد نام آن را يا به طور مختصر INTEL نهادند.

Oracle
مؤسس شركت اوراكل يعني لري اليسون و باب اوتس قبل از تأسيس شركت روي پروژه‌اي براي CIAA كار مي‌كردند . اين پروژه كه اوراكل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادير زيادي اطلاعات بتواند جواب تمام سؤال‌هاي پرسيده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراكل در اساطير يوناني الهه الهام است. اين دو نفر پس از پايان اين پروژه شركتي تأسيس كرده و آن را به همين اسم نامگذاري كردند.

Motorola
شركت موتورولا با هدف درست كردن بي سيم و راديوي اتومبيل كار خود را آغاز كرد. از آنجاييكه مشهورترين سازنده بي سيم و راديو هاي اتومبيل در آن زمان شركت victoria بود مؤسس اين شركت يعني آقاي پال كالوين نيز اسم شركتش را موتورولا گذاشت تا علاوه بر داشتن مشابهت اسمي كلمه موتور نيز به نوعي در اسم شركتش وجود داشته باشد.

Sony
از كلمه لاتين
Sonus
به معناي صدا مشتق شده است.

Red Hat
مؤسس شركت آقاي مارك اوينگ در دوران جواني از پدربزرگش كلاهي با نوارهاي قرمز و سفيد دريافت كرده بود ولي در دوران دانشگاه آن را گم كرد . زماني كه اولين نسخة اين سيستم عامل آماده شد مارك اوينگ آن را همراه با راهنماي كاربري نرم افزار در اختيار دوستان و هم دانشگاهيش قرار دارد. اولين جمله اين راهنماي كاربري، درخواست براي تحويل كلاه قرمز گم شده? بود

Xerox
كلمه Xer در زبان يوناني به معناي خشك است و اين براي تكنولوژي كپي كردن خشك در زماني كه اكترا كپي كردن به روشهاي فتوشيميايي انجام مي‌گرفت فوق العاده حائز اهميت بود

SUN
Standford Univercity Network
اين شركت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصيلان دانشگاه استانفورد تأسيس شد. ومخفف عبارت بالا مي‌باشد.

Yahoo
اين كلمه براي اولين بار در كتاب سفرهاي گاليور مورد استفاده قرار گرفته و به معني شخصي است كه داراي ظاهر و رفتاري زننده است . مؤسسين سايت جري يانگ و ديويد فيلو نام سايتشان را Yahoo گذاشتند چون فكر مي كردند خودشان هم اين طوري هستند


دسته بندی شده در : متفرقه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب