من از خدا خواستم

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 5 آبان, 1388 / بدون نظر

*من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید*

خدا گفت : نه
آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در
تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.

*من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد*

خدا گفت : نه روح تو کامل است . بدن تو موقتی است.

*من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد*

خدا گفت : نه
شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست
آوردنی است.

*من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد*

خدا گفت : نه من به تو برکت می دهم
خوشبختی به خودت بستگی دارد

*من از خدا خواستم تا از درد ها
آزادم سازد*

خدا گفت : نه
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.

*من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد*

خدا گفت : نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.

*من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید*

خدا گفت : نه
من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری

*من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست
داشته باشم*

خدا گفت : … سرانجام مطلب را گرفتی
امروز روز تو خواهد بود
آن را هدر نده.

*داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت


دسته بندی شده در : جديدترين مطالب ,متفرقه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب