دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی


دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی//کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبیر رفت یار سفرکرده میرسد// ای کاش هر چه زودتر از در درآمدی
ذکرش به خیر ساقی فرخنده فال من//کز در مدام با قدح و ساغر آمدی
خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش//تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی
فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست//آب خضر نصیبه اسکندر آمدی
آن عهد یاد باد که از بام و در مرا//هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی
کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم//مظلومی ار شبی به در داور آمدی
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق//دریادلی بجوی دلیری سرآمدی
آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون//ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم//مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
معانی لغات:
ماهی: (با یاء نکره) یک ماه آسمانی، کنایه از یک نفر ماه صورت و زیبارو.
برآمدی: طلوع میکرد.
عکس: پرتو منعکس شده، انعکاس.
سرآمدی: پایان میگرفت.
تعبیر رفت: تعبیر شد، تعبیر چنین شد.
درآمدی: درمیآمد.
ذکر: یاد.
فرخنده فال: کسی که دیدارش را به فال نیک گیرند، خوش بخت.
مدام: همیشه، شراب.
خوش بودی: خوش میبود.
بدیدی: میدید.
یاد صحبتش: خاطره هم نشینی با او.
رهبر آمدی: راهنمایی میکرد.
فیض ازل: بهره ازلی، نصیبه مقدره ازلی.
نصیبه: نصیب، قسمت.
آن عهد: آن زمان و دوره.
رقیب: در اینجا به معنای بدخواه و مدعی و در اصل به معنای مراقب و پاسبان و مُوَکل.
مجال: فرصت، امکان.
داور: قاضی، کنایه از خدای عادل.
خامان: ناپختگان، بی تجربه ها، ناآزموده ها.
خامان ره نرفته: بی تجربه هایی که هرگز راه نپیموده اند، کنایه از مبتدیان راه سیر و سلوک.
ذوق عشق: لذت عشق، شور و نشاط عشق و در اصطلاح صوفیه، ثمرات کشف و شهود را سه مرحله است: ۱- ذوق، ۲- شرُب، ۳- سیرابی.
دریا دل: سخاوتمند شجاع، کنایه از سالک پر حوصله و کامل و مجرب.
سرآمد: کامل، برگزیده، نخبه.
رهنمون: نشان دهنده راه.
رقم زدن: مرقوم داشتن، کنایه از سرودن شعر.
معانی ابیات:
(۱) شب پیش در خواب دیدم که ماهی سر میزد که از تابش رویش شب فراق به سر میآمد (و به روز وصال مبدل میشد).
(۲) چنین تعبیر شد که یار سفر کردهیی از راه میرسد. ای کاش هرچه زودتر از در وارد میشد.
(۳) (آن) ساقی خوش یمن من، یادش بخیر باد که همیشه با قدح و ساغر از در وارد میشد.
(۴) چه خوب میشد اگر شهر و دیار خود را در خواب میدید تا خاطره های دوستی ها، او را به سوی ما بازمیگردانید.
(۵) اگر بهره برداری از لطف ازلی با زر و زور به دست میآمد، آب حیات خضر، نصیب اسکندر شده بود.
(۶) یاد آن روزهایی به خیر که هر لحظه از بام و در خانه، پیغام و نامه آن محبوب به من میرسید.
(۷) اگر شبی مظلومی برای دادخواهی دست دعا به درگاه خدا بلند میکرد هرگز مدعی بدخواه تو این همه فرصت ستمکاری نمییافت.
(۸) تا پختگان و مبتدیان راه سیر و سلوک از شور و عشق چه میدانند؟ در جستجوی شخص پرحوصله بی باک و برگزیدهیی باش.
(۹) ای کاش، آن کسی که تو را به سنگدلی تشویق کرد، پایش به سنگ (مشکلات) برمیخورد.
(۱۰) اگر شاعر دیگری هم به مانند حافظ شعر میسرود، سخنش مورد قبول و پسند شاه هنرشناس قرار میگرفت.
منبع: مستانه دات آی آر
دیدگاهتان را بنویسید