چندان که گفتم غم با طبیبان

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ سه شنبه, 24 تیر, 1393 / بدون نظر

 

چندان که گفتم غم با طبیبان//درمان نکردند مسکین غریبان

آن گل که هر دم در دست بادیست//گو شرم بادش از عندلیبان

یا رب امان ده تا بازبیند//چشم محبان روی حبیبان

درج محبت بر مهر خود نیست//یا رب مبادا کام رقیبان

ای منعم آخر بر خوان جودت//تا چند باشیم از بی نصیبان

حافظ نگشتی شیدای گیتی//گر می‌شنیدی پند ادیبان

معنی لغات:

چندان: هر قدر، هرچقدر.

درمان نكردند، مسكين غريبان: غريبان مسكين را درمان نكردند.

گُل: 1- گُل، 2- (استعاره) محبوب.

گو شرم بادش: بگو شرمش باد، بگو خجالت بكشد.

عندليبان: 1- بلبلان، 2- (استعاره) عاشقان.

مُحِبّ: دوستدار، عاشق.

حبيب: محبوب، معشوق، دوست.

نهفتن: پنهان كردن.

دُرج: صندوقچه كوچك جاي جواهر، كنايه از دهان معشوق كه حاوي مرواريدهاي دندان است.

دُرج محبت: (اضافه تشبيهي) محبت به دُرج تشبيه شده.

مُهر: نشان، مُهر و موم.

مبادا، كام رقيبان: به كام رقيبان مبادا.

مُنعِم: توانگر، صاحب نعمت.

خوان: سفره طعام.

خوانِ جود: (اضافه تشبيهي) جود و كرم به خوان و سفره تشبيه شده.

نصيب: بهره.

شيدا: واله، ديوانه.

اديب: ادب آموز، استادِ ادب.

 

معاني ابيات:

(1)   هر چقدر كه غم دل خود را با طبيبان گفتيم، غريبان مستمند را درمان نكردند.

(2)   به آن گلي كه هر لحظه در دست اختيار بادي قرار مي گيرد بگو كه از روي بلبلان خجالت بكشد.

(3)   خدايا، فرصت و مهلت بده تا چشم عاشقان بار ديگر روي معشوقان را ببيند.

(4)   ما درد دروني خود را با يار در ميان گذاشتيم. (چراكه) درد را نمي توان از طبيب پنهان كرد.

(5)   مُهرِ صندوقچه بر جاي خود نيست. خداوندا! مبادا كه مدعيان (با دستبرد زدن به آن) به كام و مراد خود رسيده باشند.

(6)    اي توانگر آخر تا كي و تا چند ما از آنهايي كه از سفره كرم تو بهره اي نبردند باشيم؟

(7)   حافظ! اگر پند اساتيد ادب را مي شنيدي در دنيا به شيدايي و ديوانگي مشهور نمي شدي.

منع: مستانه دات آی آر

 


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب