ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ جمعه, 21 شهریور, 1393 / بدون نظر

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس//بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکين کن نفس
منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام//پرصدای ساربانان بينی و بانگ جرس
محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار//کز فراقت سوختم ای مهربان فرياد رس
من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب//گوشمالی ديدم از هجران که اينم پند بس
عشرت شبگير کن می نوش کاندر راه عشق//شب روان را آشنايی‌هاست با مير عسس
عشقبازی کار بازی نيست ای دل سر بباز//زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس
دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست يار//گر چه هشياران ندادند اختيار خود به کس
طوطيان در شکرستان کامرانی می‌کنند//و از تحسر دست بر سر می‌زند مسکين مگس
نام حافظ گر برآيد بر زبان کلک دوست//از جناب حضرت شاهم بس است اين ملتمس

معانی لغات:

رود اَرَس : رودخانه یی در شمال ایران و در مرز آذربایجان و ایران و ارمنستان می گذرد .

وادی : زمین بین دو کوه ، دشت

سَلمی : نام زنی از عروسان عرب مانند لیلی و مجازاً هر معشوق را می دهد .

صد سلام : سلام های بسیار .

مَحمِل : کِجاوه .

عرضه دار : به عرض برسان، بیان کن .

قول رُباب : نغمه رباب، صدای بم و همهمه مانند رُباب .

گوشمال : 1- میله های چوبی پیچ مانند که در انتهای سر رُباب و سازهای رشته یی تعبیه و به هر کدام سَرِ یک سیم وصل است و با پیچاندن آن ساز را کوک می کنند . 2- مالیدن گوش کنایه از تنبیه و تأدیب، مجازات .

عشرت شبگیر : عیش و عشرت شبانه، عیش نیمه شب و سحرگاهان .

شبروان : دزدانی که در دل شب به دزدی می روند، عیاران .

عَسس : پاسبانان، نگهبانان (جمع عاس) .

میر عَسَس : رئیس نگهبانان .

به رغبت می سپارد : به میل و رضا فدا می کند .

شکّرستان : مزرعه نیشکر، جایی که شکر فراوان باشد و مجازاً به معنای جایی که به عیش و نوش و شادی دسترسی باشد .

تحسّر : حسرت کشیدن، پشیمانی بردن، دریغ خوردن .

ملتمس : تقاضا، حاجت، التماس شده، آنچه تقاضا شده .

جناب : درگاه، آستانه .

معانی ابیات غزل:

1) ای باد صبا اگر گذارت به ساحل رود ارس افتاد به خاک آن سرزمین بوسه زده و نَفَس خود را از بوی خاک آن، خوشبو ساز .

2) (در آنجا) منزل و جایگاه محبوب را که سلام بسیار برای او دارم، پُر از سر و صدای ساربانان و بانگ زنگ کاروان خواهی دید .

3) (در آنجا) به کجاوه محبوب بوسه زده با ناله و زاری به حضور او عرض کن که ای محبوب مهربان از دوری تو سوخته و بی تاب شدم، به فریادم برس .

4) به من که سخنان خیر اندیشان و ناصحان به مانند نغمه رباب در گوشم همهمه می کرد، فراق چنان گوشمالی داد که همین پند برایم بس است .

5) در عشرت های شبانه بکوش و می بنوش که در شهر عشق، میان عیّاران و مهتر پاسبانان نشانیها و آشنایی ها برقرار است .

6) ای دل کار عشقبازی، بازی و سرسری نیست. سر در راه آن بباز زیرا که گوی عشق را با چوگان هوس نمی توان زد و برد .

7) هرچند که مردم هشیار، اختیار خویش را به دست کسی نمی دهند، دل من با میل و رغبت در راه چشم مست محبوب جان می سپارد .

8) طوطی ها در مزرعه نیشکر به عیش و کامرانی مشغولند و مگس بی نوا از دور، دست حسرت و پشیمانی بر سر می زند .

9) اگر نام حافظ بر زبان قلم دوست جاری شود (نامه یی بنویسد) همین آرزو از درگاه حضرت شاهی مرا کفایت می کند .
منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب