کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ یکشنبه, 9 شهریور, 1393 / بدون نظر

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن//به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن

به باد ده سر و دستار عالمی یعنی//کلاه گوشه به آیین سروری بشکن

به زلف گوی که آیین دلبری بگذار//به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن

برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس//سزای حور بده رونق پری بشکن

به آهوان نظر شیر آفتاب بگیر//به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن

چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد//تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن

چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ//تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن

معانی لغات:

کرشمه: ناز و عشوه و غمزه.

ساحری: جادوگری.

بِشکَن: از رونق بینداز.

غمزه: اشارات دلبرانه چشم و ابرو.

ناموس: عِرض، راز، قاعده و دستور، شریعت.

سامری: نام ساحر معروف زمان حضرت موسی که در غیاب او مردم را با گوساله آهنی مصنوع خود که صدا می کرد فریفته از دین به در بُرد.

دستار: سَربَند، عمامه.

کلاه گوشه: گوشهِ کلاه.

قلب: ۱- دل، ۲- ناحیه مرکزی سپاه و لشکر.

برون خِرام: با خرامیدن و در حالت وقار به بیرون بیا.

سزای حور بده: حور را به سزای خود برسان (او را شرمنده کن).

نظر: نگاه، چشم.

آهوانِ نظر: (اضافه تشبیهی) نظر به آهو تشبیه شده به معنای چشمان مانند چشم آهو.

شیرِ آفتاب: بُرجِ اسد که در آن بُرج، آفتاب یعنی خورشید بر پشت شیری قرار گرفته است.

قوس: حالت انحنا، کمان، نام یکی از بُرجهای دوازده گانه.

مشتری: نام ستاره یی که نقطه اوج آن در بُرج قوس است.

قوسِ مشتری: کمان مشتری،‌ قدما صورت برج قوس را به شخصی شبیه کرده بودند که نیم تنه بالای آن مانند انسان و نیم تنه پایین آن شبیه اسب بوده و در این حال کمان یا قوس خود را می‌کَشَد.

عطرسای: عطر ساینده، پراکننده عطر، عطرافشان.

دَمِ باد: نَفَس باد، وزش باد.

عندلیب: بلبل، هزار‌دستان.

فصاحت: شیوایی.

قَدْر: ارزش، مقام.

سخنِ دری: سخن فارسی.

معانی ابیات:

(۱) عشوه یی کن و بازار جادوگری را از رونق بینداز و با اشاره دلبرانه چشم، گرمی بازار و راه و رسم و راز سامری را از میان بردار.

(۲) سر و دستار مردم عالم را به باد ده، به این معنا که گوشه کلاهت را به شیوه تفاخر و بزرگی خم نموده کج بگذار.

(۳) به گیسوان خود بگو که از شیوه سرکشی و دلربایی دست بکشند و به اشارات دلبرانه چشمان خود بگو که قلب سپاه ستمگری را بشکنند (و بیش از این به عاشقان ستم روا ندارند).

(۴) با ناز و کرشمه ظاهر شو و گوی خوبی و حسن را از میدان به در برده و حور را به سزای خود رسانیده و رواج بازار پریان را بشکن و از میان ببر.

(۵) با چشمهای مانند چشم آهوی خود شیری را که خورشید بر پشتِ آن سوار است شکار کن! و با ابروهای خمیده ات، کمانِ ستاره مشتری را در هم شکن.

(۶) آنگاه که گیسوان سنبل در اثر وزش باد عطرافشانی می کند. تو ارزش و قدر و قیمت آن را با سر زلف معطر و عنبرآسای خود بشکن.

(۷) حافظ، چون بلبل در سخنوری، شیوایی را به نمایش گذارد، تو با سخن گفتن به زبان دری از قدر و منزلت او بکاه.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب