هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ پنج شنبه, 25 دی, 1393 / بدون نظر

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک//گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا اميد وصال تو زنده می‌دارد//وگرنه هر دمم از هجر توست بيم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بويش//زمان زمان چو گل از غم کنم گريبان چاک

رود به خواب دو چشم از خيال تو هيهات//بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که ديگری مرهم//و گر تو زهر دهی به که ديگری ترياک

بضرب سيفک قتلی حياتنا ابدا//لان روحی قد طاب ان يکون فداک

عنان مپيچ که گر می‌زنی به شمشيرم//سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک

تو را چنان که تويی هر نظر کجا بيند//به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

به چشم خلق عزيز جهان شود حافظ//که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک

 

معانی لغات غزل:

اَر : اگر .

قصد : آهنگ، نیت.

امید وصال : آرزوی رسیدن به وصال.

نَفَس نَفَس : لحظه به لحظه، آن به آن (قید زمان).

زمان زمان : دم به دم (قید زمان).

هیهات : (شبه جمله) چه دور است، بعید است، برای بیان تأسف و تحسّر و استبعاد به کار می رود.

حاشاک : (شبه جمله)، هرگز، ابداً، مبادا، از تو دور باد.

تریاک : پادزهر، شیره میوه خشخاش که ابتدا به رنگ سفید و بلافاصله در برابر نور قهوه یی روشن شده و به علت داشتن موادّ مخدّر سبب تسکین درد ناشی از زهر حشرات گزنده در مالش موضعی گزیدگی می شود.

عنان : افسار.

عنان مپیچ : افسار به سوی دیگران مگردان، رو مگردان.

فِتراک : تسمه و دوالی که در عقب زین به آن متصل و بدان لوازم مانند تیردان و یا لاشه شکار می آویزند.

چنانکه تویی : آن طور که واقعاً هستی، آنگونه که هستی.

نظر : نگاه، دیدار، چشم.

بینش : بصیرت .

ادراک : فهم، دریافت مطلب.

مسکنت : فقر و احتیاج، نیاز .

 

معانی ابیات غزل:

1) به شرط آنکه تو با من دوست باشی، هرگاه هزار دشمن آهنگ کشتن من کنند از آنان بیم و پروا ندارم.

2) آرزوی دستیابی به تو مرا زنده نگاه می دارد و گرنه دوریت هرلحظه مرا به مرگ تهدید می کند.

3) اگر بوی تو را دَم به دم از نسیم نشنوم، لحظه به لحظه مانند گل، گریبان خود را از غم چاک میدهم.

4) آیا چشمان من بر اثر فکر و خیال تو به خواب می رود؟ هرگز! و آیا دل من در دوری تو شکیبایی پیش می گیرد؟ ابداً !

5) (در نزد من) زخم و ضربه یی که تو به من می زنی بهتر از مرهمی است که دیگری بر آن زخم مینهد و زهری که تو به من می خورانی با ارزش تر از پادزهر دیگران است.

6) روی و راهت را از من مگردان که اگر مرا با شمشیر هم بزنی سر خود را سپر تیغ تو کرده و دست از بند فتراک زین تو برنمی دارم.

7) هر دیده یی، تو را آنطور که واقعاً هستی، نمی تواند ببیند و بشناسد. دریافت و فهم هرکسی از تو به اندازه و میزان بصیرت اوست.

8) آن زمان حافظ در چشم مردمان عزیز و گرامی می شود که روی نیاز و فروتنی بر خاک درگاه تو بر زمین نهد.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب