طاير دولت اگر باز گذاری بکند

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ چهارشنبه, 15 بهمن, 1393 / بدون نظر

طاير دولت اگر باز گذاری بکند//يار بازآيد و با وصل قراری بکند

ديده را دستگه در و گهر گر چه نماند//بخورد خونی و تدبير نثاری بکند

دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من//هاتف غيب ندا داد که آری بکند

کس نيارد بر او دم زند از قصه ما//مگرش باد صبا گوش گذاری بکند

داده‌ام باز نظر را به تذروی پرواز//بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند

شهر خاليست ز عشاق بود کز طرفی//مردی از خويش برون آيد و کاری بکند

کو کريمی که ز بزم طربش غمزده‌ای//جرعه‌ای درکشد و دفع خماری بکند

يا وفا يا خبر وصل تو يا مرگ رقيب//بود آيا که فلک زين دو سه کاری بکند

حافظا گر نروی از در او هم روزی//گذری بر سرت از گوشه کناری بکند

معاني لغات:

طاير: پرنده.

طاير دولت: (اضافه تشبيهي ) دولت و اقبال به طاير ( پرنده ) تشبيه شده .

باز:دوباره ، ديگر.

باز آيد:دوباره برگردد، بار ديگر برگردد.

باوصل قراري بكند: براي وصل قراري مي گذارد.

دستگه :دستگاه، قدرت و استطاعت ، دسترسي ووسعت عمل ، كارگاه .

درّ و گهر : مرواريد و گوهر و در اينجا كنايه از اشك چشم است.

بخورد خوني: خون دلي مي خورد .

تدبير نثاري بكند:به فكر نثار كردني مي افتد. يعني با خون دل خوردن و ريختن اشك خونين ، ياقوت نثار مقدم يار مي كند.

هاتف:فرشته غيبي ، ندايي كه به گوش برسد وندا دهندهِ آن ديده نشود.

كس نيارد:كسي نتواند، كسي جرأت ندارد. ( از مصدر يارستن به معناي توانستن) .

گوش گذاري بكند:به گوش برساند، آهسته و موجز و مختصر دَرِ گوش او نجوا كند. ( ياء گذاري ياء نكره است) .

بازِ نظر: شاهين نگاه ، بازِ شكاري نگاه( اضافه تشبيهي ).

تذروي :قرقاولي ، مرغ خوش پرو بال و خوش نقش و نگاري ، خروس صحرايي گريز پا ، كنايه از معشوق.

نقش:سوت سوتَك بادي و آلتي كه با دميدن در آن تقليد صداي پرنده مورد نظري را كرده و آن پرنده را به سوي خود جلب مي كرده اند .

نقش : نقش سرنوشت .

باز خواند:دوباره او را بخواند ، اورا به سوي خويش بكشاند ، جلب كند.

از خويش برون آيد:جوهر ذاتي خود را نشان دادن ، قدرت باطني ومخفي را به منصّه ظهور رسانيدن .

يكي زين همه ، باري بكند:باري يكي از اين همه را انجام دهد.

جرعه يي در كشد:جرعه يي سر كشد، جرعه يي بنوشد.

گر نروي از در او : اگر از درگاه او دور نشوي .

هم روزي… :اوهم روزي …

معاني ابيات:

(1) اگر پرنده بخت و اقبال ، بار ديگر به سوي ما گذري داشته باشد محبوب ( هم ) برمي گردد و قرا ر وصالي مي نهد .

(2) هر چند براي دستگاه گوهر سازي چشم ، سرمايه يي باقي نماند، خون دلي خواهد خورد و به فكر هديه كردن (ياقوتي) خواهد افتاد .

(3) ديشب با خود انديشه كردم كه آيا لب سرخ فامش چاره درد مرا مي كند؟ فرشته ناپيدايي ندا در داد كه البته خواهد كرد.

(4) هيچ كس جرأت ندارد كه در پيش او از سرگذشت ما سخني بر زبان آورد مگر اينكه باد صبا ، به صورت نجوا در گوش او چيزي بگويد.

(5) شاهين نگاه را به سوي مرغ خوش خط وخال گريز پايي پرواز داده ام ، تا شايد نقش شاهين سرنوشت، ( آهنگ تقليد صدا ) او را از راه بر گدانيده و شاهين نگاهم او را شكار كند.

(6) شهر از مردان عاشق خالي شده است آيا مي شود كه مردي مردانگي خود را بنماياند و كاري از پيش ببرد.

(7) ياوفاداري يا بشارت وصال يا خبر مرگ مدعي و رقيب. بالاخره گردش روزگار يكي از اين دو دسته كار رانجام خواهد داد.

(8) جوانمردي كجاست كه يك غمزه افسرده دلي ، از مجلس عيش و عشرت او پياله يي نوشيده و خماري خود را برطرف سازد.

(9) حافظ ، اگر از درگاه و آستانه او دور نشوي ، او هم روزي از گوشه كنار تو عبور خواهد كرد.

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال حافظ ,فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب