بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

پست شده بوسیله مدیر سایت در تاریخ شنبه, 2 خرداد, 1394 / بدون نظر

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی//خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد//حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است//عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف//مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان//گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات//مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ//ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن//که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

معنی ابیات غزل:

۱ این نکته را بپذیر تا خود را از غم خلاص کنی: اگر طلب رزق و روزی­‌ای را بکنی که برای تو مقرر نشده، بایستی خون بخوری.

خون خوردن: نوشیدن خون و به کنایه زحمت بسیار کشیدن و قصه خوردن.

مقصود اینکه روزی هر کس در سرنوشت او معلوم شده و اگر غیر از آن چیزی که برایش مقرر شده بخواهد رنج بسیار خواهد برد.

خون خوردن در معنی حقیقی خود این است که در سال­های مجاعه مردمی که از گرسنگی محکوم به مرگ بودند ناگزیر خون دلمه شده حیوانات ذبح شده را می­‌خوردند و این کیفیت به نهایت درجه فقر و استیصال تعبیر شده است. خون خوری در این بیت به این معنی نیز ایهام دارد.

۲ سرانجام گل کوزه­‌گران می‌­شوی -به خاک بدل می‌­شوی و از خاکت کوزه­‌گران کوزه می­‌سازند- حالا فکر کوزه‌ای کن که آن را از شراب پر کنی.

۳ اگر از آن آدم­‌هایی هستی که هوس رفتن به بهشت داری؛ می­‌توانی با آدم‌­هایی از نسل پری -مثل حوریان بهشت زیبا- عیش و عشرت کنی.

یعنی می‌­توانی در همین جهان با دلبرانی مثل حوریان بهشتی عیش کنی و لذت بهشت را دریابی.

۴ بر مقام و منصب بزرگان بی‌­مناسبت نمی­‌توان تکیه زد؛ مگر وقتی که همه وسائل بزرگی را آماده کرده باشی.

به گزاف: بیهوده، بی­سبب

ظاهرا مضمون این بیت نظامی مورد استفاده شاعر قرار گرفته است:

دلا تا بزرگی نیاری به دست

به جای بزرگان نباید نشست

۵ ای سرو زیبایان اجر و مزد بسیار برای تو خواهد بود؛ اگر به فرهاد دل از دست رفته التفاتی کنی.

دل افتاده: دل از دست رفته

خسرو به معنی مطلق پادشاه و شیرین دهن نماد معشوقه زیبا و فرهاد سمبول یک عاشق پاکباز است. در عین حال خسرو و شیرین و فرهاد مجموعا اشاره به داستان خسرو و شیرین دارد و معنی شعر با این اُعلام، چنین می­‌شود که ای خسرو پرویز اگر به فرهاد عاشق پیشه التفات کنی، اجر و مزد بسیار خواهی یافت.

۶ ضمیرت کی اثری از لطف و کرم الهی را می­‌پذیرد، هرگز؛ مگر اینکه آن را از نقوش پراکنده و مختلف پاک کنی.

فیض: در توضیح کلمه فیض در بیت فوق استاد فروزانفر گفته: فیض به معنی انبساط و بسیار شدن آب چشمه است و غیض در مقابل آن است که معنی فرو رفتن دارد. اما فیض در اینجا به معنی فیضان معنوی است و آن بخشش بی­‌علتی است که از کرم الهی می­‌رسد، بدون اینکه در مقابل عمل یا چیزی باشد. و رقم فیض پذیرفتن یعنی اثر فیض الهی را دریافتن.

۷ حافظ اگر کار خود را به کرم پروردگار واگذار کنی؛ چه بسیار عیش­ها که با بخت خداداد خواهی کرد- اگر توکل به خدا کنی مورد لطف الهی قرار می­گیری.

۸ ای باد صبا به اطاعت و بندگی خواجه جلال­الدین تورانشاه سر فرودآور؛ تا بتوانی دنیا را پر گل سمن و سوسن آزاده کنی.

سوسن آزاده: سوسن آزاد، سوسن سفید

چنانچه این بیت صراحت دارد، غزل در مدح خواجه جلال­الدین تورانشاه، وزیر شاه شجاع است.

به باد صبا می­‌گوید وقتی بندگی جلال­الدین تورانشاه وزیر را کردی با او آشنا می­شوی، خلق و خوی او را کسب می‌کنی، شمّه­‌ای از آن را به اطراف جهان می­‌بری و از اثر آن جهان را چنان معطر می­‌کنی که گویی پرگل شده باشد

منبع: مستانه دات آی آر


دسته بندی شده در : فال روزانه
برچسب ها در :
پست مشابه :

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب