• كارن: جنگي، جنگجو
    كاظم: فرو خورنده خشم
    كافي: بس، بي نياز
    كامبيز: تصحيف كبوجيه
    كامران: بهره مند، سعادتمند
    كاوه: آهنگر معروف اساطيري ايران
    كاويان: كاويدن، جست و جو كردن
    كديور: كشاورز، ريش سفيد و بزرگتر، صاحب
    كرامت: جوانمرد، ...
    ...


  • گرامي : عزيز، محترم
    گودرز : نام مرغي كه روي آب مي نشيند، نام پسر شاپور از پهلوانان ايراني
    گباد : يکي از شخصيتهاي شاهنامه
    گشتاسب : يکي از شخصيتهاي شاهنامه
    گيو : گويا و سخن كننده،
    ...


  • لقمان : دانشمند
    ليوه: مرد احمق
    ...


  • نادر: كمياب، هرچيزكم
    نامدار: مشهور
    نامور: مشهور
    نوري: روشنايي
    نوشزاد: بشادي زائيده شده
    ناصر: ياور، مددكار
    ناظم: به نظم در آورنده
    نام جو: طالب نام
    نامي: نام آور، مشهور،رشد كننده
    نجف: تل، ...
    ...


  • ماشاءالله: آنچه خدا خواسته
    ماني : نام پيكرنگاري كه خود را پيامبر خواند و كتاب ارژنگ را از خود گذاشت
    ماهان: منسوب به ماه
    متين: محكم، پابرج
    مجتبی: برگزيده و پسنديده
    مجيد: گرامي، ...
    ...



طراحی سایت و بهینه سازی سایت توسط گرین وب